واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

929

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

هجرى ] / ( اواسط نوامبر ) آغاز گشت . ضياء الدين در آنزمان به سرخس رفته بود تا نهضتى را كه در آنجا پديد آمده بوده خاموش كند . برماس پيشه - وران ( محترفه ) و ديگر اسيران را از شهر بيرون آورده بود تا به بخارا اعزام شوند . اهالى چنين نتيجه گرفتند كه « شحنه را از جانب سلطان خبرى رسيدست و مستشعر گشته و بهزيمت مىرود » [ جوينى ] و « ياغى شدند » . برماس به نزديك دروازهء شهر آمد و نمايندگان اعيان و معاريف شهر را به نزد خويش خواند . « كس روى ننمود » . برماس چند تن را كه نزديك دروازه بودند كشت و با كسانى كه در مصاحبت وى بودند به بخارا رفت . خواجه مهذب - الدين باستابادى در زمرهء ايشان ياد شده است « 1 » . برماس در بخارا درگذشت و مرويانى كه وى با خود برده بود آنجا ماندند . و چون ضياء الدين به مرو بازگشت غنيمتى را كه با خود داشت ايثار و ميان اهالى تقسيم كرد و پسر بهاء الملك ( يكى از رئيسان پيشين مرو ) را [ « بر سبيل نوا » جوينى ] نزد ايشان فرستاد [ « كه پسر منست » - جوينى ] . ولى به سران عصيان چندان روى خوشى نشان نداد . وى در عين حال به مرمت حصار شهر و قلعه پرداخت . چون گروهى از لشكر مغول به شهر رسيد ، ضياء الدين ايشان را با احترام تمام پذيره گشت و « نزديك خود نگاه داشت » ( جوينى ) . تا آن‌كه « كشتگين پهلوان با جمعى انبوه در رسيد » « 2 » . وى يكى از افراد نگهبان جلال الدين بود و شهر را محاصره كرد . « جمعى از رنود شهرى » نزد كشتگين رفتند و ضياء الدين را ترك

--> ( 1 ) - در متن چاپى جوينى ( چاپ قزوينى ، I ، 129 ) : « باسنابادى » . ( 2 ) - درست‌تر « كيوچ تگين » است ( در تأليف نسوى چنين است : « كوج‌تگين » ؛ در تأليف جوينى : « كشتگين » .